محمد تقي جعفري

366

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

شخصيت افراد را مىسازد ومىجوشاند وبوسيلهء شخصيت رشد يافته كار يا ترك كار را مستند به خود همان شخصيت مىنمايد . ( ( 2975 ) ) اختيار اندر درونت ساكن است تا نديد او يوسفى كف را نخست ( ( 2976 ) ) اختيار وداعيه در نفس بود روش ديد آنگه پر وبالى گشود ( ( 2977 ) ) سگ بخفته اختيارش گشته گم چون شكنبه ديد جنبانيد دم ( ( 2979 ) ) ديدن آمد جنبش آن اختيار همچو نفحى ز آتش انگيزد شرار تحرك اختيار در انسانها اين ابيات يك بيان عمومى در تحرك اختيار است كه از نظر تحليلات روانى در بارهء جبر و اختيار چندان مفيد وضرورى به نظر نمىرسد ، زيرا ابيات مشابه آنها ، بيش از اين اثبات نمىكند كه نيروى اختيار در درون انسانى وجود دارد و اين نيرو هرگز خود به خود به جريان وفعليت نمىافتد ، بلكه عامل وانگيزهاى لازم است كه نيروى اختيار را به حركت وفعليت در آورد . ( ( 2983 ) ) تا بجنبد اختيار خير تو ز آن كه پيش از عرضه خفته است اين دو خو ولى جلال الدين در اصل مطلب در اين ابيات صحبت نمىكند كه مسائل زيادى را در بردارد از آن جمله . 1 - تعريف خود اختيار چيست ؟ 2 - انگيزهء خود اختيار نه كار كدامست ؟ 3 - آن چه كه در هنگام فعليت اختيار نقش اساسى را به عهده دارد چيست ؟ 4 - آن چه كه به فعليت رسيدن اختيار را به عهده دارد ، مثلًا شخصيت ،